میگه
که اینکه کجای دنیا از صفر شروع کنی خیلی مهمه و مثلا توی ایران از صفر
شروع کردن با کاناداش خیلی فرق داره . یه جورایی راست میگفت ولی چجورایی .
بنده نمونه ی یه آدمی هستم که در حال حاضر دارم خودمو جر میدم که از صفر
شروع کنم ولی هنوز موفق نشدم . یعنی استارتم خیلی ضعیفه و هنوز بعد از
اینکه از سربازی اومدم و دور جدید تحصیلات و گرفتن دیپلم و … رو شروع کردم
یک سالی گذشته ولی هنوز به نظر خودم صفرش کاملا گرد نشده . تازه بعد از
اینکه مراحل جر دادن خودمو پشت سر گذاشتم تا زندگیم توی یه خط مشخص قرار
بگیره صفرش اونجا حلول میکنه. چونکه بعد از پایان تحصیلات و بالا رفتن
تجربیات و تأمین ساپورت مالی جهت مهاجرت هرچند توی ایران احیانًا صفرم
حلقه شده ولی پام که برسه اونور آب باس از نو سگدو بزنم که یه زندگی نرمال
عجالتا واسه خودم دست و پا کنم و اینجاست که تازه دنبال صفر فرنگی باید
بگردم و پوست کلفتم رو آماده ی رویارویی با سردی و گرمی به سبک اونور آب
بکنم. اونوقت خدا میدونه چند سال دیگه قراره یه عیالی اختیار کنم و
احتمالا بچه دار بشم و بچمو بزرگ کنم و اسم این مجموعه رو بذارم خانواده و
بعد با افتخار و غرور سرمو بلند کنم و احساس کنم صفرم یک شده. تازه با این
وضعیتی که پیش اومده تا چند سال بعد اونهایی هم که الان از صفر شروع کردن
تو ایران صفرشون به دست لباس شخصی ها باز و گاهی پاره میشه . دیروز رفته
بودم چند تا از این ادارات سر بزنم برای یه کاری. توی عمرم انقد لباس شخصی
ندیده بودم. همشون از این برادرایی بودن که شور حسینی گرفتشون.چه میکنه
این دولت نهم . مثه اینکه دعوا ها خوابیده و جدی جدی احمدی چهار سال دیگه
موندنی شده . باید خودمونو آماده کنیم که بزنیم بیرون و الا یا لباس
شخصیمون میکنن . یا لباس شخصی ها میکننمون.