بعد عرض شود که الان همه چی حتی ازدواجهامون سیاسی شده و این پلیتیکال شدن همه چیز ، داره منو دیوونه میکنه . در نتیجه آدمها هم همگی به اتفاق دیپلمات شدن و مجبور هستن جوانب سیاسی امور از جمله اینکه وابسته به منافقین هست یا نه و یا دز غرب زدگیش چقده رو بسنجن . چند وقت پیش یه زن و شوهر از آشناهامون با هم سر اینکه خانمه چون خوار زینب بوده"بسیجی" و خونه رو ول کرده بوده و به زندگی و شوهرش نمیرسیده و مرد مخالف این مسأله بوده بحثشون میشه و تا مرز طلاق پیش میرن . اما آقاهه از ترس اینکه برادرای زینب "بسیجی های دارای درصد خلوص بالا" بگیرن باتون کنن زیرش کوتاه میاد و به همون زندگی بسنده کردندی . حالا امروز اتفاقا ما توی مستراح داشتیم به این فکر میکردیم که اگه رفتیم قسمت پروپرتیز سوژه ی مورد نظرمون دیدیم اصولگراست چه خاکی به سرمون بریزیم ؟ وصلت بکنیم یا نه ؟ البته اینجور فکر ها فقط موقع قضای حاجت به ذهن خطور میکنه و همین که سیفونو بکشی با بقیه آیتم ها میره تو شبکه فاضلاب .
*امروز تو تاکسی نشسته بودم . خانمی بعد از من اومد سوار تاکسی شد . بعد اومد سوار من شد .وقتی هم به مقصد رسید اول من پیادش کردم بعد از تاکسی پیاده شد . واقعا چی فکر میکنن بعضی از این خانمهای اوپن سورس؟