تبليغاتX
هلیوم | دکتر قضاوت هلیوم - دکتر قضاوت

ایمیل

 

 پروفایل مدیر وبلاگ

 

Twitter

 

آرشیو مطالب شخصی

 

 

 

 

 

 


 

یک فنجان جوانی ، چند خط روزمرگی

 

 

دست نزن دخترم !

اولاً این ایام میمون رو به شخص شخیص شما تبریک میگم. در وهله ی دوم شاعر "سنایی "میگه:
                                                  کله آنگه نهی که درفتدت 
                                               ریگ در موزه و کیک در شلوار
کیک در شلوار افتادن =از پیشامدی سخت ناراحت و مضطرب شدن.
عرض شود که عموی بزرگ ما که خان عمو نامیده می شود،  قرنها پیش وقتی 15 سال داشت رفته بود روسیه. و 10 سال پیش وقتی سرطان گرفته بود با پای خودش اومده بود ایران تا اینجا دفنش کنن. و حاصل آمیزش عموی ما با نوعی مرغ"عشق" روسی خانواده ای 6 نفره منهای خودش بود . چون خودش بزودی دار فانی رو به ملکوت اعلاء پیوند زد.از این شش نفر از قرار دو تا پسر و بقیه دختر . پسرا برگشتن همون راشا. ولی دخترا اینجا بزودی شوهر کردن . چون مرغ همسایه غازه. و اینها خارجی بودن.جنسای روسی هم که تو آستارا حرف ندارن.از قضا ما یه عمه زاده داریم که پسرش عاشق عکس دختر پسر عموی روسی ما میشه و در یک عملیات ضربتی ایشونو به تصاحب خودش درمیاره. مثه مرحوم نادر شاه. اما الان خیلی وضعیت خرابه و پسر عمه ما فکر میکنه اشتباه کرده چون زن پسر عمم وقتی برای مراسم جشن رفته بودن اونور آب مجبور میشه روسریشو ور داره و پسر عمه ما فکر میکنه که کیک تو شلوارشه و دیگه زنشو همه دیدن و از حالت اورجینال در اومد. این طرف اون طرف  دختره "نوه ی عمو ی مقیم ما  و عروس پسر عمم" هم ناز نازی از آب درومده و هیچی نمی خوره و وقتی بهش پسته تعارف میکنن میگه خوشش نمیاد و برمیگردن بهش میگن که میدونی این کیلو چنده و چیه اصن؟ بعد که دختره میفهمه شروع میکنه سه وعده ی خدا رو پسته میخوره.من نمیدونم مگه توی روسیه پسته پیدا نمیشه! وقتی حرف میزنه اه اه  آدم دلش میخواد ..........ایسسســـــــــــــه.آقا در وصف نگنجد .
تازه اینجاشو داشته باش. در مراسم عروسی اونور آب رسمه که کلیه حضار مرد و زن باید بیان عروسو آبلمبوش کنن و این نماد صمیمیت و احترامه . ازونجایی که این نوه ی عمه ی ما کم روـه و طبق رسم باید اینم عروسرو می بوسید دست بر قضا از اینکار امتناع میکنه و تنها جوان ناکام موجود در مراسم میشه و اینم میبینه که کیک تو شلوار داره چون جلو چشش محرم و نا محرم عروسو لیس میزنن. بحثمون طولانی شد بینندگان محترم. حالا سوأل اینه ازدواج از خارج در صورتی که دو نفر همدیگرو دوست دارن ، با وجود اختلاف  فرهنگی و عقیدتی مصلحت هست یا نه؟
چند وقت پیش توی سایت یه آخوندی یه نفر مسألتون کرده بود که از آلمان زن گرفته و زنش علی رغم میل این میره سالن شنا و همه ی کفار تماشاش میکنن. حکمش چیه؟ آخونده هم جواب داده بود حکمش سنگین است انشاألله...

من در WordPress

 87/09/28  ساعت 1:9  امضاء: دکتر قضاوت  | 

سید دکتر حسن نصرالله

سید حسن نصر الله هم دکترا گرفته.خبرگزاری فارس.امیدواریم این یکی لیسانس و فوق لیسانس داشته باشه. هرچند تو ایران دکترا همون کاغذ پاره ای هست که وقتی دلت میخواد به کسی بگی ایولله دمت گرم بهش اعطا میکنی. مثه کارت تبریک که روش بزززززررررگ نوشته باشه دوستت دارم. همیشه در خاطر منی و ...

 

خب  مدرکه دیگه. کاغذ پاره ای بیش نیست. بش بدین بره.

خدارو شکر این دکترا ها در حد همون کاغذ پاره است و الا مملکت تا حالا با خاک یکسان شده بود . نه اینکه نشده .ولی این یکی حقش بالاتر از این حرفاست. واقعاً ابر مرده.

*دوتا پست سیاسی که میزاری تو وبلاگ ، شبیه خبر گزاری میشه.

*بی ربط:اگر قبل از هر كار انگشت خود را اهسته به پيشاني بزني مجبور نخواهي شد در پايان كار با مشت محكم به فرق بكوبي

من در WordPress

 87/09/24  ساعت 8:13  امضاء: دکتر قضاوت  | 

 

 

 

احیاناْ خبر مربوط به اینکه روی کین به علت علاقه به احمدی نژاد سعی کرده ظاهرشو شکل اون در بیاررو شنیدین. لینک ماجرا.

حیف شد . فکر کردم ابهت پرزیدنتمون دنیا رو حزب اللهی کرده.

*اگه کسی تو بالاترین عضوه مارو هم مورد عنایات خودش قرار بده . "لینک فیلتر شکن داره و حتماْ باز میشه".

 

من در WordPress

 87/09/23  ساعت 4:0  امضاء: دکتر قضاوت  | 

 

ای بابا گل سرخه خب چیه مگه؟ حتماً باید ....الله اکبر 

 

خدا نصیب کسی نکنه که بخواد از اون جهت که من خیلی حساسیت دارم ازم مشاوره بخواد.ساعت ۱۰ شب به سمت خونه رهسپارم. رفیقمون که از این موتور کراسها داره مارو میبینه و فریاد که دکتر ......................دکتر وایسا میخوام باهات حرف بزنم .

به... سجاد جون میخوای منو برسونی؟ باشه اگه اینطور میخوای بریم. در روی موتور:

سجاد:میدونی دکتر من تا حالا با بزرگتر از خودم راحت صحبت نکردم. میخوام یه کم باهات درد دل کنم.

من توی دلم: گاز بده لامصب..

سجاد: من خیلی آدم زبر و زرنگی بودم ولی بعد از اینکه عاشق شدم درب و داغون شدم. چیکار کنم؟

من :برای چی فکر میکنی که انقدر دوسش داری؟

سجاد : نمیدونم . تمام فکر و ذکرم دنبال اونه . از وقتی دیدمش روزگار ندارم.

من: سنت کمه. هنوز نمیفهمی عشق چیه. همونطور که توی یه چش به هم زدن عاشق شدی ، اگه اتفاق ناجوری بیفته توی یه چش به هم زدن هم حالت ازش به هم میخوره. یا حداقل اون اونجوری میشه. توی زندگی هر سال تقریباً یه اتفاق مهم میفته و هر کدوم از این اتفاقات مسیر زندگی و فکر آدمو عوض میکنه.پس سلیقه هم عوض میشه. تا آخر عمرت همینجوریه. باید وقتی به فکر عشق و عاشقی باشی که زندگیت تو یه سبک یکنواخت قرار بگیره تا زن برات تنوع بیاره. در غیر اینصورت زن قبل از زندگیت برات یکنواخت میشه. دو تیکه سنگ اگه به هم جوش بخورن جدا کردنشون سخته. که سخت جوش میخورن. در ضمن این حرفارو به من نگو . من از این چیزا زیاد سر در نمیارم. برو یکی مثه خودت عاشق پیدا کن شاید بهتر بتونه راهنماییت کنه.

*همچنان امیدواریم یه روز از خوندن اشعار عاشقانه لذت ببریم.

گفتم ای ماه به تحقیق کنون دانستم

که ترا همچو گل سرخ وفا نیست شعار


 

 *یکی به من بگه توی بعضی از کامنتها که مینویسید  "دی" ، منظور شاعر چیه؟

من در WordPress

 87/09/22  ساعت 4:53  امضاء: دکتر قضاوت  | 

صبح بخیر مثبت

 

امروز یه نفهمیده ای بهم گفت . مثه فلان جایی ها حرف میزنم و افتان و خیزانم یه جوریه. نفهم بود . خواست توهین کنه. ولی آدم گاهی از همین ابر مرد های نفهم یک چیزایی دست گیرش میشه. میگن :

عیب پاکان زود بر مردم هویدا می شود                      موی اندر شیر خالص زود پیدا می شود

شاید تا آخر عمرم هیچ فهمیده ای حرف این نفهمیده رو بهم نمیزد و من این ایرادو که کسی جزء اون نمیدید رو برطرف نمی کردم. گفتم نفهم یاد یه خاطره از معلم دبیرستان افتادم.

میگفت دوران دبیرستانش یه روز میره برای اعتراض  جهت نمره ای که توی ورقه بهش دادن. معلمشون نبوده بر میگرده به مدیر میگه : آقا معلمم اشتباه کرده !

 مدیر میگه چی گفتی!؟

دستپاچه میشه میگه : منظورم اینه که نفهمیده ! مــیگه چـــــــــــــــــــــی!!!؟

باز میگه آقا اجازه آقا منظورم اینه که غلط کرده  !!!!

من در WordPress

 87/09/21  ساعت 1:21  امضاء: دکتر قضاوت  | 

همه شادی می خواهند

آدم بعضی وقتا بدون دلیل بعضی پیزارو باور میکنه.اگه از یه آدمی متنفر هم باشی وقتی داره حرف میزنه ممکنه روی  بعضی از حرفاش حساب باز کنی.حالا من چی میخوام بگم؟


یه زمونی ما توی کتاب به اصطلاح حل المسائلی خوندیم که نوشته بود هر نوع موسیقی که با ساز های مدرن نواخته بشه غناست . اعم از گیتار و سه تار و تار و تمبک و نی و فلوت و طبل و "پرکاشن" و.....
اتفاقاً چند وقت پیش هم خوندم که نوشته بود که فقط موسیقی هایی که ما رو از خدا دور میکنن و با عث میشن از یاد خدا غافل بشیم غنا محسوب میشن و حرام هستن و از این حرفا . روی این حساب ما یاد گرفتیم هروقت موسیقی خیلی شاد  یا دی جی گوش دادیم یا مثلاً شکیرایی چیزی دیدیم که احساس کردیم فساد توش هست ،  اولش یه صلوات میفرستیم و تقدیم میکنیم به خوانندش که باعث شده ما خدا رو یاد کنیم و بهش بگیم که خدا درسته دارم ازینا گوش میدم ولی حواسم هست و خیلی دوست دارم .یعنی اهنگم اگه گوش میدم یا کار ممنوعی انجام میدم در راه خداست.حالا بر عکسشم هست . مثلا وقتی توی تلویزیون میبینم روز جشن و ولادت باز ازین مداحا میارن اعصابم میریزه بهم و میگم این اگه اسلامه ما نخواستیم.


نتیجه طولانی"1":
وقتی آدم شاد باشه و اعصاب راحتی داشته باشه حوصله ی رسیدگی به مسائل عمیق تر و  تحلیل و افغانستان و بوش و اوباما و جمهوری اسلامی رو داره . همون ضرب و المثل معروف "مردم ایران اگه گشنگی بکشن بهتر میشه بهشون حکومت کرد "
شاعر در اینجا بین گشنگی و اعصاب راحت ارتباط برقرار کرده . در واقع اونی که اعصاب ناراحت و ناخوشی داشته باشه غذا نمیخوره ، گشنه میشه و زخم معده میگیره .و اعصاب مصاب دوچندان خورد میشه و گشنگی بدترو وبدتر و .....
ولی جدی تا وقتیمهیار پسرم برو پیش مامان! تا وقتی لوازم شادی و نشاط ملت فراهم نباشه حوصله و شارژی  برای کار نیست.
 تلویزیون صب تا شب تیر و ترکش نشون میده و مداحی .از طرفی 1۳ تا معصوم داریم (شیپورا اماده"ما منتظر ۱۴ همی هستیم ") که برای یکیشون 5۰ روز عزاداری میکنیم و برای بقیه هر کدوم دو روز و برای پیغمبرمون هم چون اختلافات داریم یه هفته.  البته در طول سال تلفاتی هم از مراجع تقلید و بقیه هم هست . من فقط با روز معلم حال می کنم که همه به معلمشون تبریک میگن مردن اون بنده خدا رو !  
یعنی ما تقریبا هفته ای یه روز باید نا خواسته حال و هوای گریه بگیریم برا خودمون.خب اینجوری اعصاب کار و یاد خدا نمیمونه برای آدم. به نظر من همون بهتر که مثه من آهنگه رو گوش بدید ولی یه صلوات آخرش بفرستید.

 

استالین : در کودکی همیشه از خدا میخواستم به من یک دوچرخه بدهد. وقتی دیدم فایده ای ندارد. دوچرخه ای را دزدیدم و از خدا خواستم مرا ببخشد.

 بخدا منم شیعه ام . بخدا منم مسلمونم.


بعداْ نویسی و توضیحات بیشتر در ادامه مطلب...

 

 


ادامه مطلب

من در WordPress

 87/09/16  ساعت 22:24  امضاء: دکتر قضاوت  | 

ماجرای این دختره پرستاررو شنیدین؟ میگن توی یکی از بیمارستان های رشت یه پرستار  نوزاد بدبختی رو مورد ضرب و شتم غیر عمدی قرار داده و بالاخره اذونشو نگفته فرستادتش به بهشت.بعد که انگیزشو پرسیدن گفته بچه بهم گفت آخرای آذر ماه دهنتون سرویس میشه و برف سنگین میخواد بیاد و از این حرفا که من وحشت کردم و انداختمش زمین. حالاتی که قراره باهاش روبرو بشیم.

دی ماه 1387 هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده :
یک شهروند: آقا ملت بیکارن دارن شایعه پراکنی میکنن دیگه. مردم بدبخت سرگرمی ندارن که با این چیزا دلشونو خوش میکنن خب . مرغ کیلویی فلان تومن (نیدونه چنده ) از کجا بیاره بده ؟ نظارت نیست آقا  .

دی ماه 1387 در حالی که چند تا پرستار دیگه همون روز چند تا بچه رو فرستادن اون دنیا و هرکدوم چند ماه بعد رو وعده دادن .

دی ماه 1387 در حالی که مردم در پیشگاه خدا هستن و دنیا به اخر رسیده و دیماهی دیگه وجود نداره :
خدا: بدبختا من خواستم اخر کارتون راهنماییتون کنم که این 20 روزو دیگه کاری کنید که دست پر بیاید پیشم و شما باور نکردین . برید گم شید از جلو چشام .

من در WordPress

 87/09/13  ساعت 22:0  امضاء: دکتر قضاوت  | 

"پیشاپیش مراتب قربون صدقه خودمو خدمت امام رضا (ع) اعلام میکنم و اینکه هیچ سوء قصد یا منظور بدی خدمتشون ندارمو باز اعلام میکنم."

 

 

محصولی که می خوام بهتون معرفی کنم یه نوع کرم کاملاً منحصر به فرده. یعنی شما هر دردی در هر کجای بدنتون داشته باشید اگه از این یارو استفاده کنید ، سه سوت روبرا میشید.منتها به شرطی که طرز استفادشو بلد باشید. به قول این چیزا انشاآآآللاه.

 

نام: رضامادون

گروه دارویی : ضد پیسی . ضد سرطان . ضد تصادف . ضد اختلافات خانوادگی . ضد فلج . ضد زن دوم و ...

اشکال دارویی موجود: قرص ، پماد ، امپول ، مکیدنی ، چوشیدنی ، لیس زدنی ، جویدنی و ....

عوارض ناخواسته: بیخوابی ، گریه ، افسردگی ، خودزنی ، قمه زنی ، همزنی(پرخاشگری به دیگران ) ، در مواقع شدت عارضه منجر به خودکشی می شود.

 روش مصرف :   بعد از مراجعه به پزشک و حصول اطمینان از لاعلاج بودن بیماری ، انواع داروهای رضامادون را از ناصرخسرو تهیه کرده و یه سری به مشهد میزنیم و دست به دامن امام رضا میشیم .

*هرچی که بیرون اینجا دوست داشته باشن ، بردن اسمش اینجا غدغنه.  انگار خدارو هم آمریکایی ها ساختن که ما از معصومی که دلیل دیگری برای وجودش هست طلب میکنیم.

من در WordPress

 87/09/11  ساعت 23:20  امضاء: دکتر قضاوت  | 

 

 

 

آقا ا... برو اونور بچه دارم حرف میزنم! من نمیدونستم شما انقدر سوسک دوست دارین. من از این به بعد اینجا سوسک پرورش میدم.

                    الهی قربونشون برم!               

 

 

 

پسرم تنهایی بازی نکن گوشه گیر میشی!

من در WordPress

 87/09/09  ساعت 23:50  امضاء: دکتر قضاوت  | 

ای والله لوتیا ! آخه این چیه؟

 

یعنی ما در همین حدیم؟ آست؟.......سیری منو نیگا کن بینم !تو چشام نیگا کن !......"من عریان " تو دیگه چرا؟........زوتن ریغون ؟.........

 

تازه اونم یکیشو همون اول خودم از همونجا باس خودم ثبتش کردم، یه مدت بعدم که اولی تکراری شد رفتم یه وبلاگ دیگه باز کردم از دوباره برا خودم رأی دادم شد دو تا.این همه بازدیدکننده  یعنی هیچ احد الناسی مارو در حد و اندازه های پر کردن یکی از ۲۰ ۳۰ تا خونه ی خالی ندونسته بود. البته احتمالاً وضعیت خیلی ها همینطوره. مطمئنم اونایی که رتبه آوردن بیش تر از سی چلتا رأی نداشتن. دِ مردی آمار بده!...

 البته حقیقتشو بخواین من خودم به هیشکی رأی ندادم!

 

 

این دیگه از کجا اومد!

من در WordPress

 87/09/09  ساعت 2:47  امضاء: دکتر قضاوت  | 

 

واقعا جای اندیشه داره که چرا تقریباً ۹۰ درصد مخاطبای ما خانمن. البته خانما که مشکلی ندارن . ولی مثه اینه که رفقای ما منو بیرون با چند تا تیکه ببینن اونوقت هی متلک بارم میکنن. چندین بارم اینجا برادران امر به معروفمون کردن که "لاشی چیکار کردی و ...." نمیدونم از چی میتونه باشه . شاید بیشتر اعضای جامعه مجازی یا وبلاگ نویسا رو خانمها تشکیل میدن.

دیروز جورابامو لنگه به لنگه پوشیده بودم (سبز و سیاه ) و 3 ساعت توی کارگاه داشتم همونجوری رژه میرفتمو خبر نداشتم.تا اینکه کارمون تموم شد و هرکی یه وری. بالاخره ساعت 10:5 اومدم خونه و خواستم جامه در کنم دیدم اکهی نیگا چه تیپی زدیم! تازه مثلاً ما اونجا آبرویی داریم. البته من فکرم معمولاً خیلی مشغوله.

 

 قبلاً یه رفیقی داشتم میگفت توی فامیلشون یه استاد دانشگاهی هست که خیلی خیلی مخه. ولی خیلی هم حواس پرته که دلیلشو مطالعه زیاد و فکر کردن مداوم عنوان کرده بود.میگن اینشتین هم یه بار ساعتشو به جا تخم مرغ جوشونده بود. میشه یعنی به خاطر این باشه؟ 

*دیدم سوء تفاهم میشه. یه خورده مطلبو اصلاح کردم.

 

من در WordPress

 87/09/04  ساعت 6:43  امضاء: دکتر قضاوت  | 


 
از زبان معلم اين دانش آموز: مسلما اين موضوع انشاء براي هزارمين بار  تکرار شده ، فقط براي اينکه تغييري ايجاد بشود موضوع را اين جوري پاي تخته نوشتم " مي خواهيد در آينده چه کاره بشويد . الگوي شما چه کسي است ؟

 " و برايشان توضيح دادم الگو يعني اينکه چه کسي باعث شده شما تصميم بگيريد اين شغل را انتخاب کنيد . انشاء ها هم تقريبا همان هايي هستند که هزار ها بار تکرار شده اند ، با اين تفاوت که چند تا شغل جديد به آن ها اضافه شده كه بطور مثال ميتوان اين رشته ها را نامبرد:
از زبان يك دانش آموز: من گفتم دوست دارم كه مهندس هوا و فضا شوم ولي پدرم مي گويد الان ام وي ام ( منظور همان MBA است ) كه بهترين رشته ي دنيا است و خيلي پول دارد.

 از زبان ديگر دانش آموز ميشنويم : دوست دارم مهندسي اتم بخوانم ولي پدرم دوست ندارد مي گويد اگر آشپزي بخوانم بيشتر به دردم مي خورد و ...
ولي اعتراف مي کنم از همه تکان دهنده تر اين يکي است " مي خواهم فاحشه بشوم " شايد اولين باراست که يک دختر بچه ده ساله چنين شغلي را انتخاب کرده .

" خوب نمي دانم که فاحشه ها چه کار مي کنند ... ( معلومه که نمي داني ) ولي به نظرم شغل خوبي است . خانم همسايه ما فاحشه است .اين را مامان گفت . تا پارسال دلم مي خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم هميشه مخالف است . حتي مامان هم ديگر کار نمي کند .من هم پشيمان شدم . شايد اگر مامان هم مثل خانم همسايه بشود بهتر باشد او هميشه مرتب است . ناخن هايش لاک دارند و هميشه لباس هاي قشنگ مي پوشد . ولي مامان هميشه معمولي است . مامان خانم همسايه را دوست ندارد . بابا هم پيش مامان مي گويد خانم خوبي نيست . ولي يک بار که از مدرسه بر مي گشتم بابا از خانه آن خانم بيرون آمد . گفت ازش سوال کاري داشته . باباي من ساختمان مي سازد . مهندس است . ازش پرسيدم يعني فاحشه ها هم کارشان شبيه مهندس هاي ساختمان است ؟ خانم همسايه هنوز دم در بود . فقط کله اش را مي ديدم . بابا يکي زد در گوشم ولي جوابم را نداد . من که نفهميدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .

... من براي اين دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر مي کنم آدم هاي مهمي هستند . مامان هميشه مي گويد که مردها به زن ها احترام نمي گذراند .ولي مرد ها هميشه به خانم همسايه احترام مي گذارند مثلا همين باباي من . زن ها هم هميشه با تعجب نگاهش مي کنند ، شايد حسودي شان مي شود چون مامانم مي گويد زنها خيلي به هم حسودي مي کنند . خانم همسايه خيلي آدم مهمي است . آدم هاي زيادي به خانه اش مي آيند . مه شان مرد هستند.

براي من خيلي عجيب است که يک زن رئيس اين همه مرد باشد . بعضي هايشان چند بار مي آيند . بعضي وقت ها هم اين قدر سرش شلوغ است که جلسه هايش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار مي کند . همکارهايش اينقدر دوستش دارند که برايش تولد گرفتند. من پشت در بودم که يکي از آنها بهش گفت تولدت مبارک. بابا مي خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسايه است . گفت مي داند . آن روز من تصميم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هيچ وقت يادش نمي ماند.

تازه خانم همسايه خيلي پول در مي آورد . زود زود ماشين هايش را عوض مي کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که مي آيند دنبالش . اين ور و آن ور مي برند .
من هنوز با مامان و بابا راجع به اين موضوع صحبت نکردم . اميدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند"

 

منبع : روزنه


اینم به درخواست جوجو  "نتیجه تست شخصیت من"

سیاستمدار

(تاثیر گذار، برون گرا، آرمان گرا، متفکّر)

تو یک تیپ "سیاستمدار" هستی. قوی معاشرتی و آینده نگر. تو اراده قوی و شخصیتی برونگرا داری؛ و به همین دلیل از معاشرت با دیگران لذت می بری. همچنین تو با پشتکار زیادی که داری، همیشه به دنبال اهدافت می روی.

طرز فکر خلاقت به تو این اجازه را می دهد که با کمک استدلالهای غیر معمول و ایده های جدیدت که برای دیگران جذاب است، در بحثها و مذاکره ها برنده شوی، اما در پشت ظاهر این استدلالها و ایده های جدید ، ذهنتحلیلگری داری که هیچ وقت نتیجه نهایی را فراموش نمی کند. در حالی که بعضی ها ممکن است تو را آدم دغلی به حساب بیاورند، دوستان نزدیکت می دانند که تو شخص با استعدادی هستی که سزاوار بهترینها در زندگی است.

به هر حال، تو قطعاً دغلکار هستی!!! و این دقیقاً به خودت مربوط است که از قدرتت برای کارهای خوب استفاده می کنی و یا برای کارهای بد! اگر گیج شدی که اصلاً معنی "خوب" و "بد" چیه، میتوانی از یک "پرستار" بپرسی. ضمنا مثل "تجربه گر" تو هم تمایل طبیعی به فریب و خیانت داری.

من در WordPress

 87/09/02  ساعت 9:45  امضاء: دکتر قضاوت  |